خانه / آسمانی ها / شعر من هست آب بابا…

شعر من هست آب بابا…

6d68301fc4e84dfd9460b07b9db0576آقا اجازه ؟ شعر من هست آب بابا

یادش بخیر… من ، کودکی و تاب ، بابا…

آقا اجازه ؟ درد دلهایم زیاد است

مادر نشسته گوشه ای بیتاب ، بابا

بر روی تختش ، خس خس سینه و دردی…

من هم صدایش میزنم… با… ، باب… ، بابا…

آقا اجازه ؟ درسها را خوب حفظم

درسی که یادم هست از خوناب ، بابا

آقا اجازه ؟ ((ش)) شبیه شیمیایی…

راهی این جنت شد از این باب ، بابا

آقا اجازه ؟ ((د)) شبیه یک دلاور

چیزی که مانده از تنش یک قاب ، بابا…

جانباز تمثال وفاداریست آقا

بهر شهادت می شود بی خواب . بابا…

زخم تنش در آسمان چون آفتاب است

شب ها همیشه می شود مهتاب . بابا…

زخمی ترین شعرم فدای تار مویش

با هر دمش دریا شود گرداب . بابا…

آقا اجازه دست هایم درد دارد

از این جریمه های سخت آب بابا…

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

رفتن به بالا