خانه / اجتماعی / نماز….

نماز….

وبلاگ نوشته های یک فرهنگی نوشت:

تا بودهو هست ذکر نامت باقی استیادت به لب تشنه سروش ساقی است

از تیرگی و ظلمت شب بیزارم

من مهر تو را به خاک دل می کارم

با حمد و سجود و ربنا آسودم

لا حول ولا قوته را بشنودم

دستان درخت سوی تو بی تاب است

از عشق تو مرغ شب به شب بی خواب است

چشمان مه و مهر به سوی فلک است

گویا که به عالم همه صوت فلک است

غوغاست همه شب به سحر و آنگه روز

حیران همه از انس و فلک در تب و سوز

گلبرگ اقاقی به سحر ناز کند

آهنگ هوالله و احد ساز کند

با شبنم صبح باز بیدار شود

از صوت اذان دوست هشیار شود

بلبل به ستایشت چو آوا سر داد

تسبیح تو را به باغ دلها پر داد

در دامن کوه ربنا میگویند

از جامه لباس تیرگی میشویند

هر کوکب و اختر به جماعت در راز

کردند به ماه اقتدا غرق نماز

وان ذره ناچیز به هر گوشه خاک

آمیخته با روح تو در سینه چاک

ای بنده به دوران شب و روز نناز

در هر نفست بود همه شیب و فراز

برخیز ز جا و صوت حق جاری کن

پر بار نما توشه ره کاری کن

گو اشهد و قفل روح را باطل کن

با راز و نماز دین خود کامل کن

مفتاح بهشت بوده و هست نماز

جز برا حدیت خدا عشق مباز

این دغدغه های قاصدک بی جا نیست

مهشوق به جز خدای بی همتا کیست…

نویسنده:خواهر بانیانی

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

رفتن به بالا