خانه / اجتماعی / آنچه که امروز می توان با بیل بست ، فردا روز با پیل هم نمیتوان در برابرش ایستاد

آنچه که امروز می توان با بیل بست ، فردا روز با پیل هم نمیتوان در برابرش ایستاد

وبلاگ حرف بچه های دولت آباد نوشت:با نزدیک شدن به ماه محرم و صفر و زیاد شدن عروسی ها این متن رانوشتم نمیدانم چقدر تایید میکنید ولی تا آخر بخوانید و نظر دهید:

  از شب هایی که ما با جوان ها و حتی میانسالای ده برای تماشای جشن های قبل از عروسی به محلات نسبتا دور همجوار می رفتیم سال های زیادی نگذشته ، بزرگتر ها چند دسته چوب انار تهیه می کردند تا برای ترکه بازی برن به دهات دیگه، پای پیاده و از بین مزارع و زمین ها  می گذشتیم تا به عروسی برسیم و با موسیقی اصیل و بومی ( سرنا و نقاره ) همراه با رقص (حرکات ورزشی نمایشی ) و کشتی تماشا کنیم .  بعد ها هم ارکستر پیدا شدند و با ویولون و ضرب و آکاردئون ، که بتدریج پای رقص به مفهوم امروزی ( بقولی منکرات ) باز شد .

          با آمدن ناجیان عالم بشریت ( برق و باتری و چراغ قوه و تیلر و تراکتور ) وضع بهتر شد و ایاب و ذهاب راحت تر ، اما دیگر رفتن به عروسی ها کمرنگ شد ، چون تلویزیون اومد با اون همه تازگی و تنوع ، از طرفی عروسی ها هم رفته رفته خصوصی تر شده و با رقص و … از حالت یک مراسم جمعی و محلی منطقه ای در اومد .

با اومدن سینما و تلویزیون تغییراتی هم در نحوه پوشش و ظاهر جوانان پیش اومد ، در حد بلند کردن موی سر و گشاد شدن دمپای شلوار ، اما تغییرات چندونی هنوز به پوشش زنان نرسیده بود که با اومدن انقلاب و تحولات همراهش ، خطر تفریط در پوشش زنان رفع شد. 

        عروسی ها جمع و جور شد و به یک مراسم ساده خانگی تقلیل پیدا کرد ، جوانان از ابتلای به انواع مشکلات اجتماعی نجات یافتند ، دیگر مشروب فروشی ای وجود نداشت ، سیگار و حتی در مواردی تریاک ، که جزء پذیرایی عروسی ها بود ، برچیده شد ، خلاصه یه چند سالی اوضاع روبراه شده بود ، در دهه اول انقلاب ، جوانان معتاد و بیکار و بی خاصیت و … نداشتیم .

        اما متاسفانه این وضع دوام نیاورد ، در اواخر دهه دوم با شروع بیکاری ها و تورم و گرونی و سرخوردگی ها و … انواع مشکلات سر راه جوانان قرار گرفت و اونایی که نظارتی بر سرشون نبود به انواع گرفتاری ها ، خصوصا اعتیاد ، که سردسته مفاسد هست ، مبتلا شدند و …

        و اما عروسی هاعلیرغم اوضاع تورمی و بیکاری ها و افت درآمدها ، بتدریج تشریفاتی تر شد و از عروسی در منزل و زیر چادر ، به سالن های پذیرایی منتقل شد ، خوشبختانه محدودیت اختلاط زن و مرد در سالن ها باقیست ، اما اونچه باعث تاسف هست سر و وضع بعضی جووناست ، از پسر بچه ۶ ساله ای که موهاشو سیخ کرده تا جوون ۱۵ ساله ای که دور تا دور سرشو از ته ماشین کرده و یه کاکل ناقص بالای سرش گذاشته ، تا فیافه های اوراق و مشمئز کننده معتادین ، خوشبختانه از وضع دخترا و خانم ها در سالن زنانه تقریبا بی خبریم ، ولی قطعا مشکلات پوششی و آرایشی در اون سالن بیشتر هست که موجب اعتراض خانم ها میشه .

       آنچه مهم بنظر میرسه ، بی توجهی خانواده ها به همین تغییرات ظاهری ظاهرا ناچیز هست که قطعا مقدمه ای بر انحراف بی شمار پیش روست ، در حالی که باید از همین ابتدا ، با همصحبتی و تفهیم اشکال این تغییرات و هم با مقاومت ، در مقابلش عکس العمل نشون بدن .  آنچه که امروز می توان با بیل بست ، فردا روز با پیل هم نمیتوان در برابرش ایستاد . نهال باید در  سنین کودکی فرم و حالت بگیره .

          امروز که اگر لازم باشه امکان زدن تشری هست ، مقابله نشه ، فردا سیلی خوردن پدر و مادر حتمی ست  در سابق عروسی ها روز برگذار میشد ، معمولا یک ساعت مونده به غروب هم مراسم عروس برون بود ، و تا غروب عروس به منزل داماد رسیده و مراسم تموم میشد ، اما الان دیگه تو کارت عروسی رسما می نویسن تا پاسی از شب ، که از همینجا قصه مدعوین شروع میشه

قصه مدعوین در عروسی ها

، وقتی به سالن میرسن حتی الامکان سعی دارن جایی پارک کنن ، که بتونن زودتر دربرن و تو ترافیک نیفتن . در طول مراسم هم روی صندلی غذاخوری سالن ، که قاعدتا فقط مناسب غذاخوری و نشستن کمتر از یک ساعت هست ، باید چند ساعت این پا و اون پا بکنن و ساعت نگاه کنن تا بالاخره خیلی خوش شانس باشن ساعت یازده و نیم شام بخورن و ساعت دوازده تو پارکینک منتظر خانم ها باشن و با اومدن خانم ها الفرار.

       بدبختی بعدی مال همسایه های داماده ، تازه ساعت یک شب عروس به منزل رسیده و در خلوت و سکوت شب ، اکوی خونه داماد با صدای بلند شروع به اجرای برنامه میکنه و واقعا تا پاسی از شب همه اطرافیان رو جان به لب میکنه .

   

      واقعا جای تعجبه ، بعد چند سال با هم بودن شبانه روزی عروس و دوماد ، کجای این شب این همه بزن و بکوب داره ؟ 

      کاش مثل سابق تا شب زفاف عروس و دوماد همدیگه رو نمیدیدن ، تا زودتر عذر مردم رو بخوان و برن پی کارشون ، و ملت هم شب جمعه ای جان بسر نشن  

تا باشه عروسی و خیر و خوشی باشه

بشرط اینکه مزاحم دیگرون نشن

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

رفتن به بالا