خانه / داستان / مختصری از زندگینامه امام جعفر صادق (ع)

مختصری از زندگینامه امام جعفر صادق (ع)

وبلاگ سحاب نوشت:

امام صادق علیه السلام در ماه ربیع الاول سال ۸۳ هجری در زمان خلافت عبد الملک بن مروان اموی به دنیا آمد،و در ماه شوال یا ماه رجب در سال ۱۴۸ هجری در زمان خلافت ابو جعفر منصور عباسی از دنیا رحلت کرد.در زمان یک خلیفه با هوش سفاک اموی به دنیا آمد و در زمان یک خلیفه مقتدر با هوش سفاک عباسی از دنیا رحلت کرد،و در آن بین شاهد دوره فترت خلافت و انتقال آن از دودمانی به دودمان دیگر بود.

مادر آن حضرت،همان طوری که در کافی و بحار و سایر کتب ضبط شده،ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر بود، لذا از طرف مادر نسب آن حضرت به ابوبکر می‏رسید و چون قاسم بن محمد بن ابی بکر با دختر عموی خود اسماء دختر عبد الرحمن بن ابی بکر ازدواج کرده بود،بنابر این مادر آن حضرت،هم از طرف پدر نواده ابو بکر است و هم از طرف مادر، و لهذا حضرت صادق می‏فرموده:«ولدنی ابو بکر مرتین‏»یعنی ابو بکر دو بار مرا به دنیا آورد،از دو راه نسب من به ابو بکر می‏رسد.

امام صادق علیه السلام شیخ الائمه است،از همه ائمه دیگر عمر بیشتری نصیب ایشان شد،شصت و پنج‏ساله بود که از دنیا رحلت فرمود.عمر نسبتا طویل آن حضرت و فتوری که در دستگاه خلافت رخ داد که امویان و عباسیان سر گرم زد و خورد با یکدیگر بودند فرصتی طلایی برای امام به وجود آورد که بساط افاضه و تعلیم را بگستراند و به تعلیم و تربیت و تاسیس حوزه علمی عظیمی بپردازد،جمله‏«قال الصادق‏»شعار علم حدیث گردد،و به نشر و پخش حقایق اسلام موفق گردد.از آن زمان تا زمان ما هر کس از علما و دانشمندان اعم از شیعی مذهب و غیره که نام آن حضرت را در کتب و آثار خود ذکر کرده‏اند با ذکر حوزه و مدرسه‏ای که آن حضرت تاسیس کرد و شاگردان زیادی که تربیت کرد و رونقی که به بازار علم و فرهنگ اسلامی داد توام ذکر کرده‏اند،همان طوری که همه به مقام تقوا و معنویت و عبادت آن حضرت نیز اعتراف کرده‏اند.

آثار امام صادق (ع)

شیخ مفید از علمای شیعه می‏گوید آنقدر آثار علمی از آن حضرت نقل شده که در همه بلاد منتشر شده.از هیچ کدام از علمای اهل بیت آنقدر که از آن حضرت نقل شد،نقل نشده.اصحاب حدیث نام کسانی را که در خدمت آن حضرت شاگردی کرده‏اند و از خرمن وجودش خوشه گرفته‏اند ضبط کرده‏اند،چهار هزار نفر بوده‏اند و در میان این ها از همه طبقات و صاحبان عقاید و آراء و افکار گوناگون بوده‏اند.

۱- از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است که تنها تصنیفی که امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.
۲- رساله ای که شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت کرده است شامل مباحث فقه و کلام.
۳- کتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفی است.

۴- کتاب الاهلیلجه که آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.
۵- مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد کرده اند.
۶- رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب که کلینی در اول روضه کافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل کرده است.
۷- رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.
.۸- بعضی رسائل که جابربن حیان کوفی از امام (ع) نقل کرده است
۹- کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.
۱۰- چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی کاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌ که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است.

فضایل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسیار است که به اختصار از آنها یاد می ‏کنیم. فضایل امام صادق بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.» از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» یعنی: «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیه شریفه: کل شیء هالک الا وجهه، یعنی: «هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی یوتی الله منهم» یعنی «ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود.» بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.

خصلت سخاوت و بخشش، علاوه بر آنکه در حد ذات خود از خصال و اخلاق کریمه است و موجب بهره‏مندى مردم بینوا مى‏شود، اصولاً این خلق و خو، فواید و آثار اجتماعى فراوان و ملموسى دارد؛ زیرا شخص کریم و سخاوتمند، محبوب و مورد علاقه مردم است و محبت بطور کلى در هر جامعه‏اى، مبدء تفاهمها و الفتها مى‏شود، بلکه چه بسیار که محبت و دوستى، نردبان پیشرفت و رسیدن شخص سخاوتمند و بخششگر به ریاست و زعامت مى‏گردد؛ یعنى انسان سخى و دست و دلباز از آنچنان محبوبیتى برخوردار مى‏شود که مردم به سخنان او کاملاً توجه مى‏کنند و از دستورات و فرمانهایش اطاعت مى‏نمایند و همین امر  یعنى ریاست و زعامت شخص صالح و نیکوکار و بخششگر دست و دلباز-مبدا بسیارى از خیرات و برکات براى جامعه مى‏شود.

امام صادق (ع) به مُعلّى مى‏فرمود: با صله و بخشش، علاقه و محبت مردم را به سوى خود جلب کن؛ زیرا خداوند عطا و بخشش را رمز مهر و محبت و تنگ نظرى و بخل را کلید عداوت و دشمنى قرار داده است. به خدا سوگند! اینکه شما چیزى از من بخواهید و من آن را به شما بدهم، نزد من دوست داشتنى‏تر از آن است که چیزى از من نخواهید و من هم چیزى به شما ندهم و در نهایت، نسبت به من احساس کینه و دشمنى کنید.

ابن طلحه مى گوید: (۱) وى از بزرگان و سادات اهل بیت است . صاحب علوم کثیر، عبادت فراوان ، اوراد دائم زهد آشکار و تلاوت بسیار، معانى قرآن کریم را بدقت بررسى و از اقیانوس قرآن گوهرهاى ارزنده را استخراج مى کرد و نتایج شگفتى به دست مى آورد و اوقاتش را به انجام طاعات گوناگون تقسیم مى کرد به گونه اى که از خود در آن باره حساب مى کشید. دیدنش انسان را به یاد آخرت مى انداخت و شنیدن سخنش باعث پارسایى در دنیا مى شد. نتیجه پیروى از رهنمودهایش بهشت بود، نور جمالش ‍ گواهى مى داد که او از سلاله نبوت است و پاکیزگى اعمالش روشن مى ساخت که او از دودمان رسالت است . گروهى از بزرگان مذاهب و دانشمندان برجسته آنها مانند یحیى بن سعید انصارى ، ابن جریح ، مالک بن انس ، ثورى ، ابن عیینه  ابوحنیفه ، شعبه ، ایوب سجستانى و دیگران از او حدیث نقل کرده اند و از دانشش بهره جسته اند،
و این بهره مندى از او را براى خود منقبتى دانسته و باعث شرف و فضیلت خویش شمرده اند.

مى گوید: او چندین لقب دارد که مشهورتر از همه صادق است و از جمله آنها صابر، فاضل و طاهر مى باشد.

شهادت حضرت صادق علیه السلام

پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوباره آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.

     به وبلاگ مرکزی سحاب به پیوندید

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

رفتن به بالا