خانه / برترین مطالب وبلاگی روز / طرح خلاصه تفسیر روزانه/جزء دوم

طرح خلاصه تفسیر روزانه/جزء دوم

 
باشگاه وبلاگ نویسان فارس حلول ماه پربرکت رمضان، ماه عاشقانه با خدا را بر شما تبریک می نماید.

با توجّه به اینکه خیلی ها در برنامه روزانه خود، جزء خوانی قرآن کریم را دارند، به پیشنهاد برخی از بزرکواران ، قرار شد هر روز تفسیر چند آیه از جزء همان روز را با دوستان حوزه دین پژوهان دانشگاهیان فارس تهیه و نشر دهیم .

( قرار بود این کار از اول ماه مبارک آغاز شود که از تاخیر پیش آمده عذر می خواهیم )

وبلاگ رفاقت ماندگار نوشت:

تفسیر بخشی از آیه : ۱۴۳-تفسیر نمونه-

در آیه مورد بحث به قسمتى از فلسفه و اسرار تغییر قبله اشاره شده است:

 امت وسط:

نخست مى گوید: همانگونه (که قبله شما یک قبله میانه است ) شما را نیز یک امت میانه قرار دادیم (و کذلک جعلناکم امه وسطا).

امتى که از هر نظر در حد اعتدال باشد، نه کندرو و نه تندرو، نه در حد افراط و نه تفریط، الگو و نمونه .

اما چرا قبله مسلمانان ، قبله میانه است زیرا مسیحیان تقریبا به سمت مشرق مى ایستادند  ولى یهود که بیشتر در شامات و بابل و مانند آن به سر مى بردند رو به سوى بیت المقدس که براى آنان تقریبا در سمت غرب بود مى ایستادند، و به این ترتیب نقطه غرب قبله آنان بود.

 جز  ۲- سوره مبارکه بقره 

تفسیر بخشی ازآیه ۱۸۳-تفسیر المیزان

هدف از تشریع روزه در اسلام 
وثنى ها (همانطور که اشاره شد) به منظور تقرب و ارضاى آلهه خود و در هنگامى که جرمى مرتکب مى شدند به منظور خاموش کردن فوران خشم خدایان روزه مى گرفتند، و همچنین وقتى حاجتى داشتند به منظور برآمدنش دست به این عبادت مى زدند و این قسم روزه در حقیقت معامله و مبادله بوده ، عابد با روزه گرفتن احتیاج معبود را بر مى آورده تا معبود هم حاجت عابد را برآورد، و یا او رضایت این را به دست مى آورده ، تا این هم رضایت او را حاصل کند.
ولى در اسلام روزه معامله و مبادله نیست ، براى اینکه خداى عزوجل بزرگتر از آن است که در حقش احتیاج  تصور شود، پس هر اثر خوبى که عبادتها داشته باشد، عاید خود عبد مى شود، نه خداى تعالى ، همچنانکه اثر سوء گناهان نیز هر چه باشد به خود بندگان برمى گردد

(ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها)

 (یا ایها الناس انتم الفقراء الى اللّه و اللّه هو الغنى ).
بیام فایده روزه و اینکه نفع آن عاید خود انسان مى شود 
در جمله : (لعلکم تتقون ) مى فرماید: فائده روزه تقوا است ، و آن خود سودى است که عاید خود شما مى شود،

هر انسانى به فطرت خود این معنا را درک مى کند، که اگر بخواهد به مقام بلند کمال و روحانیت ارتقاء یابد، اولین چیزى که لازم است ، این است که از افسار گسیختگى خود جلوگیرى کند، و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگى مادى را هدف بپندارد .
و این تقوا از راه روزه و خوددارى از شهوات بدست مى آید، و نزدیک ترین راه و مؤ ثرترین رژیم معنوى عبارت است از خوددارى از شهوتى که همه مردم در همه اعصار مبتلاى بدانند، و آن عبارت است از شهوت شکم از خوردن و آشامیدن ، و شهوت جنسى که اگر مدتى از این سه چیز پرهییز کنند، به تدریج بر اراده خود مسلط مى شوند، آن وقت در برابر هر گناهى عنان اختیار از کف نمى دهند، و نیز در تقرب به خداى سبحان دچار سستى نمى گردند، چون پر واضح است کسى که خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشیدن و عمل جنسى که امرى مباح است اجابت مى کند، قهرا در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نافرمانى ها شنواتر، و مطیع تر خواهد بود، این است معناى آنکه فرمود: (لعلکم تتقون ).
————————–

جز  ۲- سوره مبارکه بقره 

بخشی از تفسیرآیات ۲۴۲ ۲۲۸-تفسیر المیزان

زن و موقعیت اجتماعى زن در اسلام 
اسلام بین زن و مرد از نظر تدبیر شؤ ون اجتماع و دخالت اراده و عمل آن دو در این تدبیر، تساوى برقرار کرده ، علتش هم این است که همانطور که مرد مى خواهد بخورد و بنوشد و بپوشد، و سایر حوائجى که در زنده ماندن خود به آنها محتاج است به دست آورد، زن نیز همینطور است ، و لذا قرآن کریم مى فرماید: (بعضکم من بعض ).
پس همانطور که مرد مى تواند خودش در سرنوشت خویش تصمیم بگیرد و خودش مستقلا عمل کند و نتیجه عمل خود را مالک شود، همچنین زن چنین حقى را دارد بدون هیچ تفاوت : (لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت ). پس زن و مرد در آنچه که اسلام آن را حق مى داند برابرند، و به حکم آیه : (و یحق اللّه الحق )، چیزى که هست خداى تعالى در آفرینش زن دو خصلت قرار داده که به آن دو خصلت ، زن از مرد امتیاز پیدامى کند.
دو خصلت ویژه در آفرینش زن 
اول اینکه : زن را در مثل به منزله کشتزارى براى تکون و پیدایش نوع بشر قرار داده ، تا نوع بشر در داخل این صدف تکون یافته و نمو کند، تا به حد ولادت برسد، پس بقاى نوع بشر بستگى به وجود زن دارد، و به همین جهت که او کشتزار است مانند کشتزارهاى دیگر احکامى مخصوص به خود دارد و با همان احکام از مرد ممتاز مى شود.
دوم اینکه : از آنجا که باید این موجود، جنس مخالف خود یعنى مرد را مجذوب خود کند، و مرد براى این که نسل بشر باقى بماند به طرف او و ازدواج با او و تحمل مشقت هاى خانه و خانواده جذب شود، خداوند در آفرینش ، خلقت زن را لطیف قرار داد، و براى اینکه زن مشقت بچه دارى و رنج اداره منزل را تحمل کند، شعور و احساس او را لطیف و رقیق کرد، و همین دو خصوصیت ، که یکى در جسم او است و دیگرى در روح او، تاءثیرى در وظائف اجتماعى محول به او دارد.

قرآن کریم مى فرماید: (و لا تتمنوا ما فضل اللّه به بعضکم على بعض ، للرجال نصیب مما اکتسبوا، و للنساء نصیب مما اکتسبن ، و اسئلوا اللّه من فضله ، ان اللّه کان بکل شى ء علیما)

و منظورش از این گفتار آنست که اعمالى که هر یک از زن و مرد به اجتماع خود هدیه مى دهد باعث آن مى شود که به فضلى از خدا اختصاص یابد، بعضى از فضل هاى خداى تعالى فضل اختصاصى به یکى از این دو طائفه است ، بعضى مختص به مردان و بعضى دیگر مختص به زنان است .
مثلا مرد را از این نظر بر زن فضیلت و برترى داده که سهم ارث او دو برابر زن است ، و زن را از این نظر بر مرد فضیلت داده که خرج خانه را از گردن زن ساقط کرده است ، پس نه مرد باید آرزو کند که اى کاش خرج خانه به عهده ام نبود، و نه زن آرزو کند که اى کاش سهم ارث من برابر برادرم بود، ب عضى دیگر برترى را مربوط به عمل عامل کرده ، نه اختصاص به زن دارد و نه به مرد، بلکه هر کس فلان قسم اعمال را کرد، به آن فضیلت ها مى رسد (چه مرد و چه زن ) و هرکس نکرد نمى رسد (باز چه مرد و چه زن ) و کسى نمى تواند آرزو کند که اى کاش من هم فلان برترى را مى داشتم ، مانند فضیلت ایمان و علم و عقل و سائر فضائلى که دین آن را فضیلت مى داند.
این قسم فضیلت فضلى است از خدا که به هر کس بخواهد مى دهد، و لذا در آخر آیه مى فرماید:
(و اسئلوا اللّه من فضله )، دلیل بر آنچه ذکر کردیم آیه شریفه : (الرجال قوامون …) است ، به آن بیانى که به زودى خواهد آمد.
احکام مختص و احکام مشترک زن و مرد در اسلام 

و اما احکام مشترک بین زن و مرد و احکامى که مختص به هر یک از این دو طائفه است :
در اسلام زن در تمامى احکام عبادى و حقوق اجتماعى شریک مرد است ، او نیز مانند مردان مى تواند مستقل باشد.

منبع: تفسیر المیزان ج ۲

تفسیر نمونه ج ۱

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

رفتن به بالا