خانه / اسلایدر / نهمین گلدون وبلاگی وبلاگ نویسان سروستان منتشر شد/روان شناس خوب سراغ دارم،آدرس نمیخواید؟!/بازم بهتر زمان نیوتون وات ساپ نبود!!
نهمین گلدون وبلاگی وبلاگ نویسان سروستان منتشر شد/روان شناس خوب سراغ دارم،آدرس نمیخواید؟!/بازم بهتر زمان نیوتون وات ساپ نبود!!

نهمین گلدون وبلاگی وبلاگ نویسان سروستان منتشر شد/روان شناس خوب سراغ دارم،آدرس نمیخواید؟!/بازم بهتر زمان نیوتون وات ساپ نبود!!

وب نویسان فعالی در شهرستان سروستان هستند که وبلاگ های آن ها از سطح نسبتا خوبی برخوردار است. محتواهای خواندنی این وبلاگ ها گرچه مشتری خاص خود را دارد اما به منظور معرفی هر چه بیشتر، پاتوق وبلاگی همه سروستانی ها در نظر دارد به صورت هر دو هفته یکبار،گزیده بهترین های وبلاگی را در قالب «گلدون وبلاگی»  در روزهای پنج  تقدیم شما خوانندگان گرامی نماید.

مطالب ارسال شده در این هفته توسط وبلاگ های زیر میباشد که از زحمات آنان سپاس گزاریم:

یک فنجان اطلاعات ناب* حرف های دلم* گل یاس* آسمانیان*حجاب برتر *یسنا* ستایش * نیایش * نسیم سروستان * اشعار من* بهار هستی*ما با ولایت زنده ایم*قاطی پاتی *رهسپاریم با ولایت تا شهادت*صبا سروستان*سه در چهار*تبسم های شرقی*گل نرگس*من نوجوانی بسیجی ام*یکی از قبیله ی سَلمان اینا…..

ارتباط با ما:
SABASARVESTAN.MIHANBLOG.COM

ASEMANIAN92@CHMAIL.IR

*************************

زینب توکلی دانش آموز۱۲ ساله سروستانی دل نوشته ایی به مناسبت میلاد هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت با عشق و شور امام رضایی نوشته است:

وبلاگ من نوجوانی بسیجی ام نوشت:

السلام علیک یا غریب الغربا
یا امام الضعفا
ای شه ارز توس
ای انیس النفوس
سلام علیک سلام علیک
سیدی یک نظر سوی ما کن
قسمت ما همه کربلا کن

آقا جان درد های زیادی دارم که به آنها وعده داده ام با دیدارتان درمان میشود .

هر سفر که ضائرانت راهی مشهدالرضا میشوند گویی قلبم از جا کنده میشود با خودم می گویم که چه زیباست عاشقی که به معشوق خود رسیده باشد چشمانم را می بندم و صحن و سرایت را تصور میکنم که چه زیبا کبوترانی در صحن پر مهرتان به پرواز در می آیند و گنبد طلایتان را به نظاره مینشینند و همنوا با نسیم سحری نقاره هایی که ندای رضا رضا را فریاد میزنند را به نظاره نشسته اند . قلبم از جا کنده میشود دلم هوای صحن و سرایتان را دارد .

آقاجان شنیده ام هر کسی به در خانه تان متوسل شود را نا امید نمیکنید شنیده ام دل عشاق را نمیشکنید و من گدای همیشگی در خانه شما باز آمده است آمده است تا زیارتتان کند اما راه بس دور و دشوار است آقاجان هنگامیکه از رسانه ها تصویر حرمتان را که همانند ستاره ای درخشان در جمعیت انبوه عاشقانتان میبینم دلم را غمی بس گران پر میکند من این تصاویر را با نگاهی خیس و حسرت آلود مینگرم امسال قرار بود بیایم به پابوستان اما روز حرکت کاروان درست روز برگزاری امتحان پایانی بود پس از امتحان اشکم جاری شد نتوانستم تاب بیاورم زدم زیر گریه آنقدر گریه کردم تا سبک شوم و بتوانم نیامدمنم را توجیه کنم .آقای خوبیها من چهارده سال دارم و مشتاق دیدار سقا خانه ی طلای شما ست دلم پر میکشد برای پنجره فولاد صحن و سرایت آقای من .

این روزها صحبت از کرامت است کرامت خاندانی از جنس نور …

چه کسی تواند عظمت این خاندان را وصف کند والله که قدر ومنزلتی که دارید بیش از اینهاست ….

 

راستی آقاجان مولودی از خاندان عصمت بدنیا آمد که بر خود لازم دانستم بر شما تبریک گویم آری مولود حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را که خواهر پاک و مهربان شما هستند را میگویم از ایشان بخواهید برایمان دعا کنند چون شنیده ام خواهران حرف برادر را زمین نمیگذارند.

آقای مهربانیها پسر همسایه مان از ناحیه ذهنی فلج است و هیچ پزشکی قادر به کمک به این خانواده نیست ولی من دیدم که خانواده لطف و کرم هستند تا یاریشان کنند آقا جان دلم برای آن پسر کوچولو میسوزد و وقتی میبینمش ناراحت میشوم از شما میخواهم کمکش کنید آخر گناه دارد او خیلی کوچک هست از این بابت خجالت میکشد با بچه ها بازی کند .

دوستی دارم که در اوج جوانی آرزویی دارد که هر انسانی که باشد با او هم عقیده است او فرزندی پاک و صلح و سالم از خدای خویش مسالت دارد در این دوره و زمانه که نمیشود از زخم زبان مردم در امان بود مولای من از خداوند بخواهید حاجت وی را روا سازد

اما من …

فقط میخواهم بدیدارتان شرفیاب شوم .

ای کاش فرشی بودم که زائرانتان پاهایشان را روی من میگذاشتند تا پاهایشان از شدت سرما یا گرما اذیت نشود .

ای کاش کبوتری بودم تا با بال های کوچک خود پرواز کنان به راه می افتادم و بر گرد گنبد طلایتان میچرخیدم و با همه ی وجود صدایتان میکردم یا ابوالحسن ادرکنی ادرکنی آری ای امام من ….

دخترک ۱۴ ساله ای که قصد زیارت شمارا دارد را شرمنده خویش نسازید من زیارتتان دابه دلم قول داده ام نگذارید بدقول شوم ای پیشوای هشتمین ای آفتاب توس و مشرق زمین آری ای سلاله پاک محمد ص عشق در شما خلاصه میشود و محبت باشما معنی ….

ای آرام دلها دعایمان کنید به نیکی و آرزوی ما را بر آورده سازید (اللم عجل لویک الفرج*)

وبلاگ آسمانیان نوشت:عاشقان دیروز،تنهاییان امروز،بی کسانه فردا…

وقتی میگیم ماقبل تاریخ نرید به ۱۰۰۰۰ سال پیش!همین حداقل ۸،۹ و ۱۰ سال پیش،چند سال پیش که هنوز مهر و محبت بین همه موج میزد،همین چند سال پیش که تا اسم عید دیدنی یا مهمونی می امد چنان زوق زده میشدیم که شب خوابمون نمیبرد همین چند سال پیش که تا اسم مادر بزرگ می امد یاد چای خوش رنگ خانوم جون توی قوری گل قرمزی می افتادیم.

همین چند سال پیش که تا اسم مادر می امد یاد غذای خوش مزه به خصوص قرمه سبزی می افتادیم همین چند سال پیش که تا اسم حیاط می امد یاد شب های پر ستاره ای می افتادیم که مامان جون حیاط و آب پاشی می کرد و روی تخت فرش می انداخت و سماور رو یک گوشه می ذاشت و وقتی پدر می اومد و روی تخت فرش می انداخت و سماور رو یک گوشه می ذاشت و وقتی پدر می امد یه چای لب سوز به پدر میداد اونم توی استکان های کمر باریک
همین چند سال پیش که برای دست پخت مامان جون می مردیم و زنده میشدیم اما حالا باید توی ساندویج فروشی پیرمون کنن
همین چند سال پیش که تا اسم ماه مه می امد شوق و ذوق برای رفتن به مدرسه به اوج خودش میرسید
همین چند سال پیش که تا اسم پدر می امد یاد کار کردن و دست های پینه بسته اون می افتادیم
همین چند سال پیش که تا اسم بازی می امد یاد خاله بازی ،هفت سنگ یا فوتبال با بچه های محله می افتادیم همین چند سال پیش که تا اسم تابسون می امد یاد کم خرج خونه شدن می افتادیم.
و اما حالا…
تا اسم پدر بزرگ مادر بزرگ میاد میگیم سالمند و خونه سالمندان

تا اسم عید دیدنی یا مهمونی میاد میگیم خدا کنه زودتر برن وضع موجود رو که دیگه میدونید!گرونیه دیگه!تا اسم مادر میاد میگیم میخوام تنها باشم اونم توی اتاقم تا اسم دستپخت مامان میاد میگیم کاش همون ساندویجه خورده بودم تعجب نکنید بعضیا میگن!تا اسم ماه مهر میاد تاب و عمل چند ساعت بدون گوشی بودن و ندایم تا اسم پدر میاد میگیم وای دوباره قانون جدید و اسارت تا اسم بازی میاد میبینیم سره همه تو گوشی و تبلت و…هسا!
بایید به این چند سال پیش فکر کنیم !خیلی دور نیست

*******************


وبلاگ من انقلابی ام نوشت:افسوس بر ما،بعد از شهدا چه کردیم؟

بسم رب شهداء والصدیقین
کجایید مردان بی ادعا
ای شهیدان خدایی شهدا مظهرعشقندبه خدا شما رفتید بادلی پاک وبی کینه رفتید تا عزت وجوانمردی بماند رفتیدتا حرمت ناموس مملکت حفظ شود
کجاییدای فرزندان زهرا کجایید مردان باغیرت شما رفتیدوما اکنون هستیم هستیم تا خون پاک شما لاله های وطن را پاس بداریم
اما کسانی هستند هنوزکه خون شما را زیرپا گذاشتند با پوشیدن مانتو کوتاه کنارگذاشتن چادر موهایی همچون کوهان شتر افسوس وای براحوال مان میبینیم وفراموش کردهایم وصیت شهدا را ساده میگذریم ازکنارشان فراموشی محض گرفته ایم فراموش کرده ایم واجبی را که چراغ اسلام عزیزفاطمه بخاطرش جان دادوخاندان خودرا فدا کردامام حسین (ع)رفتند تا این امردراسلام زنده بماند
اما وای به حال ما وای به حال ما که ساده میگذریم ازکنار این واجب فراموش شده جای افسوس وپشیمانی است چه میشود فقط یه بار به خودمان بگوییم فقط بخاطر زهرا فقط بخاطر طفل شیرخوارحسین فقط بخاطر…..
خبرگزاری فارس: تأملی در وضعیت فعلی حجاب در ایران/ بدحجابی مبارزه می‌خواهد یا فرهنگسازی

مظلومان زیادی هستند که خاطرشان برای این امرعزیزباشد وارزشمند یه لحظه به خودت بیا اگه توبه اون فردی که چادرزهرا رو کنارگذاشته یا به اونی که باچشم خودبه ناموس مردم نگاه میکنه بگی که کارش بده واونو نهی کنی دل چندنفررو به دست اوردی میفهمی فکرکن توروخدا این جور دل مهدی رونشکن اینقدر بی تفاوت ازکنارش نگذرفکرکن به عظمت کارت به امام حسین فکر کن که بخاطرش زندگی خودش وخاندان بزرگوارش را فدا کرد خواهرم ، برادرم اگه میخوای حضرت زهرا دستت رویگیره اگه میخوای امام حسین شفا خواهت بشه ودل امام زمان روبه دست بیاری بجابیار این واجب فراموش شده رو همه کارات درسته میدونم خیلی مومنی اما یه جای کارت مشکل داره فقط به فکر کارای خودت هستی ساده میگذری از کنار کسایی که حرمت زهرا (س)رونگه نمیداره ساده میگذری ازکنارکسی که دل امام زمان رو میشکنه این رسمش نیست بخدا دوستدار وعاشق کسی باشی ولی بادشمناش هم دوست باشی بخاطرش کاری نکنی به خودت بیا چرا اینجوری میکنی پاس داراین واجب فراموش شده را که باوجودش اسلام وخون شهداءپاس داشته میشود امر به معروف ونهی از منکر را میگویم فقط بخاطر مهدی زهرا (س) ……
هنوزدیرنشده بیدارشو این روزها همه جای شهر ازتومیگویند همه جابوی توپیچیده توکه رفتی ومنتظر گذاشتی چشمان پرازاشک را چیشده چرا اینقدردیربرگشتی عزیز مادر چرا الان ای به فدای دستان پرمهرت که سالهاست دختر درحسرت نوازشش مونده چقدر دیر امدی دلم تنگ خیلی تنگ شده بودبرات شهید خوش اومدی

****************

وبلاگ گل یاس نوشت:بازار مکاره شیطان در خیابان های شهر…

از هر راهی وارد میشوند تا فرهنگ برهنگی را در جامعه گسترش دهند نه آشکار و پر سر و صدا بلکه آرام آرام پر زرق و برق و جذاب نسل جوانان و نوجوانان را هدف قرار داده اند اگر چه متاسفانه این فرهنگ بی بن و ریشه تمامی اقشار را مورد هدف قرار داده است.

برای خرید یک لباس مناسب و در شان یک بانوی ایرانی باید زمین و زمان را زیر و رو کرد

خبری نیست که نیست

و داد و بی داد از مانتوهایی که نه مانتو بلکه لباس های بدن نما کوتاه و تنگی هستند که دوخت دست شیطانند و رنگ و لعاب غربی گرفته اند.

با کمی توجه متوجه میشویم حتی خود غربی ها هم گاهی لباس هایشان پوشیده تر ساده تر و مناسب تر از لباس های عرضه شده در بازارهای کشور است.

به رنگ کار نداریم رنگ مهم است اما نه زیاد نوع دوخت و اندازه و جنس پارچه به کار رفته واقعا در کارگاه های ابلیس ملعون تاخته و بافته شده اند.

وای بر ما که خود را پیرو دین بر حق محمدی میدانیم و خود اقدام به فروش و یا خرید و استفاده از این پوشش ها می کنیم.

تاسف انگیز است مانتوهای حریر کوتاه و بدن نمایی که معلوم نیست در پشت پرده چه دست های آوده ای سالها در پی الگوسازی و طراحی آنها بوده اند.

خیابان ها مانند خیاط خانه هاست محرم نامحرم نداریم پناه بر خدا همه بر هم محرمند

خانم هایی که مانتو می پوشند که نه به آنها می آید و نه با هنجارهای اجتمائی مطابقت دارد و اما مسئول کیست؟

واردکننده

خیاط

گمرک

فروشنده

طراح

خریدار

یا…

چه کسی مسئول است؟

نمیدانیم شاید همه و شاید هیچ کس

آنقدر در ذرق و برق و مد و جلب توجه و گوشه چشم نامحرم و دام های گسترده شیطان غرقیم که نه ساحلی مشخص است و نه نجات غریقی

جالب اینجاست که خانومی که چنین مانتویی را به قیمت بلا تیه میکند گاهی به نان شبش محتاج است حاظر است گرسنه بخوابد ولی جزاب و تماشایی باشد.

آستین تا آرنج حریر و نازک و مانتو کوتاه و تنگ و پر نقش و نگار

کمی تامل کنیم…

-آیا خیابان ها درگیر قانون بی قانونی جنگل شده اند؟

-مگر ارشاد تا کجا میتواند نظارت و کنترل داشته باشد

-آیا یشه و اصالت مذهبی ملی خانواده ها خشکیده است؟

-بیگانگان برای سال های آینده چه تدارکی دارند؟

کی؟کجا؟چگونه؟وچه کسی باید نظارت جدی به خرج دهد فرد-خانواده یا جامعه؟

************************

صبا سروستان نوشت:دیدار با خانواده معظم و بزرگوار شهید فرزاد شفیعی سروستانی

روز دوشنبه ۱۲/۵/۹۴

دیدار با خانواده معظم و بزرگوار شهید فرزاد شفیعی سروستانی

فرزند عبدالرسول

متولد ۱۳۴۹

تاریخ شهادت : ۳۰ اسفندماه سال ۱۳۶۶

محل شهادت : منطقه خرمای عراق

عملیات والفجر ۱۰

سن شهادت : ۱۷ سالگی

پای صحبتهای گرم و آرامش بخش پدر شهید نشستیم و بهره فراوان بردیم …

هر یک از ما عضوی از جامعه هستیم که اجزای آن را مردم تشکیل میدهند مردمی بودن و مردمی زیستن رمز بقا جامعه اسلامی است معلمان و جایگاه و شآن والایی دارن .تحصیل با ارزش است و یاری و هم دردی با افرادی بی بضاعت و خانواده های بی سرپرست امری واجب و ارزشمند در جامعه ی انسانی محسوب میشود.

شهید عزیز تحصیل را دوست داشتند اما حفظ وطن و لبیک به فرمایش امام راحل مهمتر و ارزشمندتر است . علاقه ی فراوان به نظام جمهوری اسلامی داشتند و بعد از گزراندن دوره نظامی در کازرون عازم جبهه شدند و در این بین خانواده با فراهم کردن محیطی توام با آرامش وآمیخته با دین و فرهنگ اصل ایرانی فرزند نیرومند خود را عازم جبهه کرده تا به عقیده ی خودشان استعداد فرزند را در جانفشانی در راه وطن و دفاع از آرمانهای متعالی کشور به عرصه شکوفایی برسانند.

ایشان امام خمینی (ره) را الگو و سمبلی اسمانی قلمداد میکنند و در یادداشت ها و دلنوشته هایی که از ایشان مانده و به جوانان و مردم تاکید فراوان دارند که امام را تنها نگذارند و فرمایشات امام را متین و زین و مقدس در تمام امور زندگی به اجرا درآورند .

عشق و علاقه ایشان به امام خمینی تا حدی است که یکی از اعضای خانواده در خواب میبیند که شهید بزرگوار و جمعی از همراهانشان در مراسم تشییع پیکر مطهر امام راحل حضور دارد و این است ارتباط معنوی و احساسی شهید با ولی فقیه زمان امام راحل (ره).

از نظر پدر شهید خانواده های شهدا از مردم توقع زیادی ندارند چرا که اصیل و فهیم خالصانه این خانواده ها را ارج میدهند و اندک عده ای که گاهی با کلام و عمل به این ارزش خدشه وارد میکنند همان کرده ی اسلام گریزی هستند که در طول تاریخ انقلاب اسلامی وجود داشته و هنوز هم با همان افکار منفی و غرب گرایانه زندگی می گذرانند و گهگاه چون سمی کشنده در تار و پود جامعه تزریق میشوند.

و اما جایگاه ویژه ایران امروز در منطقه و جهان به علت حضور پر برکت شهدایی هست که خط و رسم اعتقادشان توسط همگان و در سایه ولایت فقیه شناخته شده و جاودانی است.

امام خامنه ای (مدظله العلی) ولی فقیه و نایب بر حق آقا اباصالح المهدی (عج) در طی این تاریخ پر فرازوشیب پس از امام راحل توانسته اند در پیچ و خم های پیشبینی نشده و نا امید کننده ی زمان حکیمانه و فرزانه با پیام های تٱثیر گذار شجاعانه و مدبرانه سکان کشتی ایران اسلامی را امن و مطمئن به سرانجامی متبرک برسانند و دفتر حیاط این جامعه اسلامی با رایحه ی بهشتی شهدای گمنام ورق خورده و به یادمان می اندازد که چه خونها و نفس ها و جان ها فدا شده اند تا ایران به جایگاه فعلی خود برسد .

کاش در این فضا و مکان عرفانی و میراث آسمانی شهدای عزیز به چند فرضیه مهم و ارزشمند بیشتر توجه شود.

  • نماز و حضور پررنگ و مؤثر جوانان در مساجد و نماز سیاسی عبادی جمعه
  • معضل ضد اسلامی بد حجابی و بی حجابی

توجه به امر به معروف نهی از منکر

  • آگاه سازی بنیان خانواده از پیامدهای منفی ماهواره ها و فناوری های ارتباطی محزب
  • ایجاد محبت و وابستگی بین والدین و فرزندان از طفولیت و ریشه دار کردن این رابطه مؤثر و اساسی برای تضمین آینده ای روشن
  • ایجاد فضای آرام توٱم با کنترل غیر مستقیم خانواده و جامعه برای فرزندان
  • آگاه سازی والدین از سبک های تربیتی روانشناسانه با همکاری و مشاوره افرادی آگاه با نفوذ و محبوب در هر مرحله
  • حضور مؤثر و پررنگ پایگاه های مقاومت با فعالیت های شبانه روزی نیروهای بسیجی در جامعه

و در آخر چه کانون گرم و آرامش بخشی است حضور پر برکت خانواده ی شهدا که پای صحبت انها نشستن و حقا که مشکل گشای مشکلاتی است که سد راه ماست .هوا معطر است از حضورشان . نفسشان گرم عمرشان با عزت و سایه شان مستدام.

پدر و مادر عزیز خدا قوت

ما را دعا کنید

**************

وبلاگ ما با ولایت زنده ایم نوشت:دادگاه و میز محاکمه رسمی است! لطفا سکوت را رعایت کنید!

با تو هستم…
آره با خود تو!
یه کاری بگم میکنی؟
خوب چکش قضاوت را در دستت بگیر و لباس عدالت را بپوش،آره تو قراره قاضی این نوشته یا همین دادگاه ما باشی
عرضم به حضورت بنده رو به عنوان یک عضو خیلی کوچک دادگاهت بدون…
آقا اصلا مورچه!
خوبه؟!
وظیفه تو این است حق را مشخص کنی.داستان ما از این قراره که عده ایی میگن کتاب خوندن خوبه و عده ایی میگن بد!
عده ایی میگن کتاب خوندن آگهی رو زیاد میکنه و یه فرصت طلایی هست و عده ایی دیگر میگن باعث اتلاف وقت میشه.شمایی که داری با تعجب این متن رو میخونی تعجب نکن واقعا بعضیا میگن کتاب خوندن اتلاف وقته.حالا بزار قاضی رای که داد می فهمی.
نامه حقوقدانان به قاضی دادگاه هاشمی
ا ا ساکت!
قاضی میخواد رای بده.قاضی میگه که:شمایی که می گید کتاب خوندن اطلاف وقته این نظرتون معزرت میخوام البته به درد خواهر پدرتون میخوره.خب کجای کتاب خوندن بده؟بهتر از این نیست که۲۴ ساعت توی وات ساپ،وایبر،وی چت،تلگرام،تانگو،فیسبوک و هزار شبکه اجتمائی بگردی؟ببین عکس سلفی فلانی خوب شده یا نه؟فلان فرد معروف سینما یا فوتبال چه خورشتی دوست داره؟په رنگی میپوشه؟کفشش شماره چنده؟یا هزار چیز دیگه
حداقل با کتاب خوندن میتونی بفهمی پایتخت چند تا کشوره چیه؟پطوری ازدواج کنی؟چه رفتاری در جامعه داشته باشی؟چطوری فردا پس فردا تو زندگی با همسرت و فرزندانت برخورد کنی؟اصلا  حداقلش اینه که یه کتاب در مورد دختران یا پسران بخونی خصوصیات خودت رو بفهمی.آره خودت!یعنی نمیخوای درست و حسابی خودت هم بشناسی؟آخه اگه خودتو بشناسی خیلی بهتره اینه که بری رمان هایی رو بخونی که از نظر روان شناسی یک مدت طولانی ذهنت رو درگیر مسائل انحرافی میکنه.
البته رمان خوندن هم یه نوع کتاب خوندنه اما از نوع مفیدش
خلاصه از من کمترین به تو بیشتر اینیه حرف خوب و اونم حرف رهبر عزیزمون هست که میفرمایند:(امروز کتاب خوانی و علم آموزی نه تنها یک وظیفه ملی که یک واجب دینی است…)قاب کن این حرفو با دست خطه خودت بزن داخل اتاقت که یادت نره

*ز گهواره تا گور دانش بجوی*

**********************

وبلاگ من نوجوانی بسیجی ام نوشت:صفا و صمیمیت قدیم کجا و حال و روز امروزمان کجا؟

قدیما سر سفره ی هرکسی میشنستی به گرمی ازت پذیرایی میکردن حتی اگه غریبم بودی بهترینارو جلوت میگذاشتن

اما حالا زمونه عوض شده تو خونه بعضیا که میری سفره ای از بشقابهایی که باهاش بدی و گناه رو مثل ویروس وارد بدن و روحت میکنه میذارن اون آدما حتی به بدن و روح خود و خانوادشونم اهمیت نمیدن آخه یکی نیس بهشون بگه این بشقابهای زنگ زده جاشون تو انباریه نه سر سفره ی خونواده یکی نیس به این آدما بگه چرا داری محیط شهری رو بااین آشغالهای زنگ زده خراب می کنی…

پشت بوم خونه ها پر بود از کبوترای زیبا که با خودشون سرزندگی و نشاط به خونه ها می آوردن اما با اومدن این بشقابهای کثیف و به درد نخور رو بوم بعضی خونه ها کبوترا پرکشیدن و رفتن چون دیگه جایی برا موندشون نبود.

آره ماهواره ها بودن بشقابهای سمی رو بوم خونه ها پس مواظب حربه آدم بدا (دشمن های اسلام و انقلاب )رو میگم  باشیم و اونارو به خونمون راه ندیم با یه یا علی من و تو شروع کنیم اگه بشقاب سمی تو خونمون هس رو دور بندازیم پس جوون مسلمون ایرونی یا علی بگو  یاعلی

********************

وبلاگ آسمانیان نوشت:فیلم نگو بگو بلا،فرهنگ سازی در حد اعلا

فاطمه نیکبخت/فیلم نگو،بگو بلا!!
این روزا اگر بشینید بعضی فیلم های ایرانی رو نگاه کنید خیلی چیزا یاد میگیرید.
همین فیلم های ایرانی خودمون رو میگم،که حالا به حساب خودشون داخل همه این فیلم ها شئونات اسلامی و آداب و رسوم ایرانی رعایت میشود.
به خدا اگر پای بعضی از این فیلم ها بشینید از یک مدرسه هم بیشتر چی یاد میگیرید.
می گید چرا این جور میگم؟
پس بزارین جوابتون و بگم:ماشاءالله هزار ماشاءالله به دختر یا پسر یاد میدن که ما در قرن اطلاعات و ارتباطات هستیم مبادا افکار و عقاید ونظرات پدر و مادرتون رو قبول کنیدا.اصلا جلوشون کم نیاریدا.
هنوز دهنشون واسه حرف زدن باز نکردن شما بگید فکرای شما دیگه اصل بازی هست.
اصلا احترام متقابل هست اگه پدر یا مادر بهت احترام گذاشتند بهشون احترام بزار ولی اگر یه کوچولو هم باهات بد صحبت کردن شما دیگه بزن به سیم آخر و بگو من برا خودم شخصیت دارم،یعنی چی به من احترام نمیگزارید؟من یه جوون هستم نیاز به محبت دارم و این چه وضعشه و هزار تا این مدل حرفا
به بچه ها یاد میدن که زندگی شما به خودتون ربط داره یه وقت از نصیحت ها و مشورت های خانواده استفاده نکنیدا که به ضررتون هست
یاد میدن که تا پدر مادر پیر شدن و به میان سالی رسیدن فوری بزاریشون خونه سالمندان.چرا؟چون خودتون از زندگی بازمیشید یا خانومتون حاضر نیست به هیچ وجه کنار مادرتون زندگی کنه یا شوهرتون حاضر نیست شما پرسداری پدر یا مادر محترمتون رو انجام بدید.
الحمد الله بعضی از دوستی ها پسر و دختر رو یاد میده که این بنده خداها هر چی هم بلد نیستن یاد میگیرن تازه جالب اینه که توی بعضی از این فیلم ها چنان به آقایون دزد روش و شیوه دزدی بهتر رو یاد میدن که اینقدر که واسه دزده مفید بوده این فیلم واسه مردم مفید نبوده.
تو بعضیاشون که چنان طرف از خیابون با ماشین رد میشه که سرعت نور هم اینقدر نیست یا از چراغ قرمز چنان رد میشه که انگار اجل ماشین هست فرهنگسازی هست دیگه!!
لطفا،خواهشا استدعا میکنم که روی بعضی از این فیلم ها یه کوچولو دیگه فکر بشه بهتره
چون دیگه بعضیاشون تکرار میکنم بعضیاشون زیادی دارن فرهنگ ایران رو آباد میکنن!
یا حق

******************

وبلاگ یک فنجان اطلاعات ناب نوشت:کلش و شیطان پرستی/دشمن در کمین است

الهام نعمتی/چندی پیش بازی استراتژیک برخورد قبیله ها با نام (clash of clans ) بسیار پرطرفدار شده و اکثر افرادی که گوشی های اندروید داشتند به این بازی مشغول بودند.

این بازی ساخت شرکت سوپرسل است که در ۲/آگوست/۲۰۱۲ به شرکت اپل (ios) عرضه شد.که این بازی به سرعت در رتبه نخست بازی های پرطرفدار قرار گرفت و چند ماه جایگاه خود را حفظ کرد. اکنون نیز رتبه سوم را داراست.رایگان بودن این بازی موجب شده است که در بیشتر نقاط جهان از جمله ایران، خواهان زیادی پیدا کند.

آموزش بازی کلش (Clash Of Clans)

این بازی در ۳۰/سپتامبر/۲۰۱۳ به سیستم عامل اندروید نیز عرضه شد تا طرفداران بیشتری را پیدا کند.

در ابتدا باید بگویم که برای ساخت قلعه خود در این بازی باید طلا و اکسیر داشته باشید.و برای بدست آوردن آن نیز باید به قبیله های دیگران حمله کنید. حمله کنید تا طلا بدست آورید در صورتی که طلای واقعی را ما از دست میدهیم.بله وقت ، مگر نمی گویند که وقت طلاست پس برای چه و به چه قیمتی لحظات گرانبهای زندگی خود را از دست می دهیم تا طلایی بدست آوریم که بعد از مدتی کوتاه غارت می شود.

اگر خوب به این بازی دقت کنید اهداف شیطان پرستی و ضد اسلامی را در آن مشاهده می کنید.مثلا : نماد بز شیطان پرستی را در گوشه سمت راست ورودی بازی مشاهده میکنید.

و بهتر است که بدانید این بازی برای کاربران هر کشور به گونه ای طراحی شده است که معمولا به کشوری مشخص حمله میکنند. به طور مثال اکثر حملات برای ایرانی ها به کشور ها ی عربی است و هیچ وقت ایران مقابل اسرائیل قرار نمی گیرد.

حال باید این نکته را نیز بگویم که این بازی یک نوع جنگ روانی است که علاوه بر اینکه وقت گیر است ،مغز انسان ها را با افکار شیطانی پر می کند و باعث می شود تا برای بازی کردن پا بر روی بعضی از عقاید خویش بگذاریم.اما تنها به همین جا ختم نمی شود بازی های دیگری در راه است و ما نباید غفلت کنیم ،حتی طی تحقیقات انجام شده بعضی از برنامه کودک ها نیز برای نابود کردن ذهنیت کودکان ساخته می شود و ما به راحتی از کنار آنها می گذریم …

آموزش بازی کلش (Clash Of Clans)

***********************

وبلاگ تبسم های شرقی نوشت:روان شناس خوب سراغ دارم،آدرس نمیخواید؟!

یه چیزی میگی،یه چیزی میشنوی!شاید هم نه به احتمال زیاد و یا صد در صد شما هم دیدید که گاهی نمیش تشخیص داد که آدمایی که اطراف هستن البته معذرت میخوام دیوانه هستن یا سالم.راستش رو بخواید چند مدت پیش داخل خط واحد نشسته بودم چیزایی میدیدم که نمی دونستم بخندم یا گریه کنم،میگید چرا؟الان بهتون میگم.نگاه آدما به خصوص جوانان و نوجوانان وحشی خورد سال که میکردم می دیدم یکی داره میخنده یکی داه گریه میکنه یکی عصبانیه یکی غمگینه یکی در حالت تعجب هست یکی در حالت ترس یکی در حالت اضطاب یکی در حالت روده بر شدن یکی در حال فکر کردن و هزار حالت دیگر!
خب نگاه کردم دیدم بله همه سرشون پایین و داخل دستگاه پر ماجرایی به نام گوشی همراه هستن و نزدیک به چندین نفر هم در حال بازرسی از شبکه های اجتمائی مثل وات ساپ،وایبر،تانگو،فیسبوک و هزار و یک شبکه دیگر که اسمشونم به ذهنم نمیرسه آخه چرا؟چرا این جور شدیم؟طرف چنان غرق در این دستگاه کوچک حالا یابزرگ بود که اگه آقاسی راننده ایستگاه ها رو یادآوری نمیکرد اصلا فکر رسیده به خونه یا جاهایی که باید میرفتن رو نمیکردن
چنان طرف یه لحظه عصبانی میشد که انگار بهش گفتن که میخوان یارانتو قطع کنن!!!
البته نگاهش به گوشی همراهش بودا
اصلا مهمونی های امروزی رو دیدین؟فقط شده سلام و خداحافظ،دیگه کسی نگاه هم نمیکنه هر که یه گوشه از پزیرایی یا حتی تو آشپزخونه اصلا هر جایی که نت خوب داشته باشه جا خشک میکنن،اصلا احوال هم نمیپرسن که چطوری؟چه کار میکنی؟اصلا دیگه به زور با پدر مادرخودشون حرف میزنن
آخه من اینا رو کجای دلم بزارم؟
دیگه خواهر به خواهر برادر به برادر نگاه نمیکنه.
دیگه کلاس و شخصیت رو توی این میبینن که از طریق شبکه های اجتمائی احوال همو بپرسن
دیگه از من به شما نصیحت که یه کمی فقط کمی رو رفتارهاتون فکر کنید

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

رفتن به بالا