خانه / اسلایدر / هشتاد و چهارمین گلدون وبلاگی کلام فارس:قول میدی واسم جشن طلاق بگیری؟!

هشتاد و چهارمین گلدون وبلاگی کلام فارس:قول میدی واسم جشن طلاق بگیری؟!

باشگاه وبلاگ نویسان  کلام فارس به منظور گسترش مطالب نخبگان وبلاگ نویس،هفته ای  بسته ای را تحت عنوان ” برترین مطالب هفته ” از وبلاگهای برتر این سایت تهیه و در معرض دید شما مخاطبین قرار می دهد. بر این اساس از تمامی اصحاب رسانه خواهشمندیم در باز نشر این بسته ما را یاری نمائید.

یقیناً مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی استان فارس وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمی‌باشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظر و عضویت در سایت یا در زیر همین مطلب یا از بخش ارسال آدرس وبلاگ و لینک مطلب خود را ارسال نمایند.

وبلاگ بهار هستی نوشت:حق بیمار از مراکز درمانی شیراز چیست؟ / احترام و درمان یا یاس و ناامیدی؟ 

بعد از کلی این در و اون در زدن بالاخره تونستم یه نوبت دکتر متخصص در یکی از درمانگاه های به اصطلاح و مثلا و ظاهرا مدرن توی شیراز بگیریم پدر و مادرم خوشحال بودند که من را پیش یه دکتر متخصص و به نام میبرند صبح ساعت ۹ راه افتادیم به سمت شیراز بابای کارمند یه جایی تو شیرازه پس روزه بود و من هم از این که بابام همراهم هست خوش حال بودم قرار شد کارهای حساب داری رو سات۱۲-۱۱ انجام بدیم

IMAGE634988136037450428

چشمتون روز بد نبینه…

فقط به خاطر یه برگ ارجاع ناقابل که به نظر من یه چیز به درد نخور درد سر درست کنه تا ساعت پنج این طبقه اون طبقه و این پزیرش اون پذیرش سرگردون بودیم بابام خیلی خسته بود و منم گاهی یک جا می نشستم تا نخوام این همه دوندگی کنم درمانگاه شلوغ بود و پر از مردمی که هر کدام مبتلا به یک بیماری و ناامید از مسئولین و پرسنل هیچ کدام ظاهر عادی و رو به راهی نداشت همه نگران و عصبی بودند تو برگ ارجاع من فقط یک کلمه اشتباه شده بود اونا حاظر نبودند حرمت ماه رمضان و لااقل نام مبارک امام معصومی که روی درمانگاه هست نگه دارند.

نمیدانم چرا شیراز را کردن قطب پزشکی کشور!

من ۱۰ سالمه ولی خوب فهمیدم پیرزنی که به همراه شوهر پیرش از یه شهر دور با اتوبوس میاد شیراز و این طبقه اون طبقه دنبال کار حسابداری تو پزیرش هست چه زجری میکشه

خدایا مریضی را از ما دور کن که محتاج بنده هات نباشیم

کاش مراکز درمانی کمی درمورد فرمایش امام خامنه ایی تفکر و تامل میکردند که:

ما میخواهیم اگر کسی در خانواده ایی مریض شد بیش از مریض داری رنج دیگری نداشته باشد

این فرمایش را از پشت دفترچه بیمه ام خوندم

کاش به جایی برسیم که لااقل لااقل برای درمان بیماری هایمان کاغذبازی در کار نباشد.

چقدر دور و رویایی است:

آسایش و آرامش در مراکز درمانی!

وبلاگ فصل انتظار نوشت: بالاخره معمای وین چه خواهد شد؟

این روز ها همه با وسواس منتظرند تا خبر های جدید مذاکرات وین را رصد کنند اما حساسیت این مذاکرات به گونه ای شده است که در چند روز اخیر حتی تحلیل گران داخلی با خساست بیشتری در این خصوص تحلیل ارایه می دهند.

,dk

شاید اگر این مذاکرات در فضای بدون جاذبه و خلا سیاسی انجام می شد تحلیل آن راحت بود دو طرف مذاکرات گام های روشن خود را بر می داشتند و بعد عکس یادگاری خود را می گرفتند و در قاب مخصوص وزارت خارجه در جای مناسبی آن را نصب می کردند، اما چه کنیم که تصمیم گیری در خصوص این مذاکرات به آینده ایران و منطقه ارتباط دارد و کوچکترین تصمیم غلطی همه چیز ما و منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

هیچ چشم انداز روشنی وجود ندارد که سناریوی عراق و لیبی در مورد ایران تکرار نشود. تجربه نشان داده که دول غربی و ایالات متحده امریکا عملیات نظامی را بعد از تسلیم کامل اطلاعاتی طرف های درگیر به انجام می رسانند و این معادله ای است که کمتر کسی حاضر به پذیرش ریسک آن است همزمانی مذاکرات وین و همه پرسی یونان نیز مطالب آموزنده ای دارد پیوستن به تجارت جهانی و لغو همه تحریم ها لزوما به بهبود معیشت مردم و اصلاح اقتصادی کشور منجر نخواهد شد.

آنچه امروز باید مورد بازبینی دقیق قرار گیرد توفیق مذاکرات نیست بلکه تداوم مذاکرات است باید دید در صورت ترک میز مذاکره چه گزینه هایی داریم؟

این گزینه ها بر خلاف انتظار بسیار متنوع است هیچ کس نمی تواند ما را مجبور به حرکت در مسیر هلاکت نماید.

البته درگذشته در دور زدن تحریم ها اشتباهات اساسی و راهبردی داشته ایم دست دلالان را باز گذاشتیم تا هر کاری می خواهند انجام دهند اما مسیر آینده بدون توافق وین مسیری سخت خواهد بود.

همراه با ترک مذاکره اصلاح ساختارهای اقتصادی باجدیت باید مورد توجه قرار گرفته و فساد اقتصادی و نظام بانکی در مسیر جراحی قرار گیرد.

توزیع عادلانه ثروت در دستور کار قرار گرفته و تقویت نیروهای مسلح با انگیزه مضاعف در همه زمینه ها به انجام رسد .

دیگر ضرورتی نخواهد داشت که ایران و ایالات متحده امریکا در برخی زمینه های امنیتی همکاری مشترک داشته باشند.

ایران فرصت خواهد داشت تا در سوریه ویمن حضور خود را تقویت کند، لذا شاید وقت آن است که به جای ذوق زدگی ضرورت حضور خود را در وین مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم

تا او چه خواهد…

وبلاگ گل یاس نوشت:قول میدی واسم جشن طلاق بگیری؟!

آمارها را که بررسی میکنیم با شگفتی مایوس کننده ای در می یابیم که آمار طلاق در جامعه روز به روز در حال افزایش است متاسفانه در حال رسیدن به نقطه ایی هستیم که دو فرایند رو به رشد قابل تامل و ناراحت کننده فضای جامعه را به چالش کشیده است.

کاش با برنامه ریزی های جدی کلان توسط مشاوران و روان شناسان و متخصصان مربوطه تشکیل خانواده توسط جوانان توام با ایجاد و قوت گرفتن حس مسئولیت پذیری و تعهد از جانب دختران و پسران بتواند تا حدودی این چاله غم انگیز را پر میکند.

8c6ok62h99g6tezvo9zu

با وجود افزایش سطح تحصیلات جوانان و حضور پر رنگ آنها در موسسات آموزشی مختلف نبود راهکارهای موثر هماهنگ با تغییرات فرهنگی سنی و دیدگاهی آنان عامل موثری در شکل گیری کانون های بی ثبات خانواده شده است با کمال تاسف باید گفت رفتارهای احساسی اجباری و دور از شان اجتماعی در جوانان به همراه چگونگی ظاهر شدن آنان در سطح جامعه که نمدی از نفوذ بلامرز فرهنگ غرب زدگی در سطح خانواده هاست به صورت صعودی رو به افزایش بوده است و این عامل صد در صد متاثر از اینترنت ماهواره و موبایل و نم افزارهای عجیب و غریب که گاها بی کیفیت و ضد اسلامی هستند می باشد.

از طرفی سهمی در کاهش سن ازدواج و افزایش درصد ازدواج در بازه زمانی خاص داریم و از طرفی درصد بروز طلاق یا وجود پرونده های در حال بررسی بدون نتیجه و این ها به جای این که تلنگری موثر در تغییر رویه و کیفیت زندگی ما باشد بدون توجه به آثار و بقایای آن همچنان در جاده ی پر شیب بدون هدف در حال سیر و حرکتیم انگار اختیار و انتخاب از ما گرفته شده و حتی قدرت تصمصم گیری در مورد سرنوشت جوان خود را هم نداریم.

والدین عزیز آرایه خطر برای فرزندان هر کدام از ما دیر یا زود به صدا در میاید همیشه تکنولوژی و امکانات برتر روز نشانه ی متمدن بودن و پیشرفت فکری نیست مراقب باشیم دام های بیگانگان قابل مشاهده و لمس و زود بازده نیست آنان در بازه زمانی طولانی با واسطه تکنولوژی های عصر جدی و رفتار ملایم و احساسی سعی در تسلط و تخریب قلب و روح و فکر و زبان ما را دارند زنگ های خطر ذیل دلیل محکمی بر این ادعاست:

۱-کاهش ارتباطات درون خانواده ایی بین والدین و فرزندان

۲-اختصاص یافتن بیشتر اوقات شبانه روز به وسایل ارتباطی و رسانه هایی نظیر موبایل و اینترنت و ماهواره

۳-عدم وجود ویژگی انتقاد پزیری در والدین و فرزندان

۴-عدم اختصاصا دادن وقت کافی از طرف والدین به فرزندان و ارتباط با همسالان و مدارس آنها

۵-کمرنگ بودن حضور نوجوانان و جوانان در مساجد و اماکن مذهبی

۶-مبدل شدن پوشش ها-روند زندگی-رفتارها و گرایشات فکری افراد به غرب بدون هدف یابی موثر و تفکر در مورد عواقب پنهانی آنها

۷-وجود تفکر و دیدگاه نادرست و آن اینکه تمدن یعنی اتصال دائمی و مستمر با فناوری های ارتباطی بالاخص ماهواره و موبایل که میزان اهداف مثبت آن در برابر اهداف منفی آن بسیار ناچیز است

۸-کمرنگ شدن رفتارهای اسلامی و تبدیل شدن امور مذهبی در برخی افراد در حکم یک رفع تکلیف ساده و بی هدف

۹-منسجم نبودن برنامه هایی آموزشی از سطوح ابتدایی تا دانش گاهی و عدم تمرکز اهداف آنها بر چهارچوب حفظ و تربیت نیروهای انسانی موثر و مثمر ثمر در جامعه همسو با اهداف کلان ایران اسلامی

و نهایتا۱۰-شدت گرفتن حس خود بینی غرور عدم اعتماد به نفس و خود کم بینی و تنهایی که متاسفانه با حضور مواد مخدر به دوستان ناباب فیلم های ماهواره ایی مبتنی بر سیاست گزاری های بیگانگان به خصوص یهودیان اشاعه ی رفتارهای جنسی و دور از عقل و شان انسانی و…بسیار مخرب و موثر توانسته است افراد را از سنین کودکی از ارزش های والای انسانی دور کند

به هر حال تغییرات مفید همیشه در سطح فرد-خانواده و بعد جامعه پیشرو در رسیدن به اهداف اساسی در گرو عمل به فرمایشات رهبر حکیم و  فرزانه مان ودر چهارچوب قانون اساسی و شئونات اسلامی خواهد بود.

ان شا الله…

fu5069

وبلاگ انجمنی نوشت: جمعه ای که  گذشت، روز قدس بود

جمعه ای که گذشت، روز قدس بود. همان روزی که خمینی کبیر آن را روز امت اسلام دانست.

روز خروش انقلابی امت اسلام علیه تمام کفر و شرک و نفاق.

روزی که امام خمینی(ره)، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را، روز قدس نامید، هنوز پرده ها نیفتاده بود و چهره واقعی صهیونیسم اسلامی خود را به امت محمد(ص) نشان نداده بود. اما امروز دیگر نقاب از چهره صهیونیسم اسلامی برافتاده است.

امروز خط مقاومت اسلامی ،جبهه ای بزرگ تر را در مقابل خود می بیند که با تمام امکانات، و با وحشی گری تمام به میدان آمده است. البته تمام این ها را ضمیمه کنید به جبهه رسانه ای صهیونیست ها و این که امروز صهیونیسم با سه نقاب صهیونیسم یهودی، مسیحی و مسلمان، برای نشان دادن قدرت خود در سرتاسر جهاندست به کشتار وحشیانه می زند.

قاره آمریکا همواره به عنوان حیاط خلوت صهیونیست ها مورد استفاده قرار گرفته است. هر چند در آن قاره عده ای اعم از مسلمان، مسیحی و حتی مارکسیست ها و یهودی ها با موجودیت شرمطلق و غده سرطانی، یعنی رژیم غاصب صهیونیستی مشکل دارند. این افراد همیشه با خشونت تمام از سوی حاکمان مواجهه بودند. البته به غیر از کوبا و ونزوئلا.

فلسطین فارس

در طول یکسال گذشته، قاره سبز یعنی همان اروپا، به خصوص مسلمانان آن کشورها با خطری به عنوان داعش یا همان دولت اسلامی عراق و شام روبرو بوده است. علی الظاهر داعش قرار بوده است دولت اسلامی عراق و شام باشد اما این روزها حتی داعیه دار قاره سبز هم هست چه رسد به کشورهای اسلامی دیگر.

انفجار عقیدتی و قتل ها، بمب گذاری ها و … از سوی داعش و عناصر موسوم به آن، در قاره سبز در طول سال گذشته، بسیار خود را نشان داده است.

در آفریقا البته قضیه شاید کمی متفاوت تر باشد. در آن جا بوکوحرام که خود یک گروه تکفیری می باشد باز هم دست به گروگان گیری، قتل و حتی سوزاندن و اسیر کردن، تجاوز جنسی به پسران و دختران و فروختن بچه مسلمان ها به عنوان نوکر و کنیز زد.

بوکوحرام که از آن به عنوان داعش آفریقا یاد می شود، دست کمی از داعش ندارد و شنیده شده است که با خلیفه داعش بیعت نموده است.

بوکوحرام جریان تند تکفیری است که امروز در برخی کشورهای آفریقایی تحت عنوان جهاد دست به قتل و غارت و تجاوز می زند.

داعش که البته اکنون با حمایت های همه جانبه صهیونیسم بین الملل روبرو است، هر روز دایره فعالیت خود را گسترش می دهد. جالب این جاست که این دولت خودخوانده، با پرچمی اسلامی و شعاری اسلامی، برخی از حرام های الهی را حلال و برخی از حلال های الهی را حرام نموده است. که طبق نص صریح آیات قرآن این عمل فسق است.

داعشی ها هیچ کدام از فرق اسلامی را حق نمی دانند و تنها کسانی را بر حق می دانند که با خلیفه داعشی بیعت کرده باشند.

و از همه مهم تر این است که در طول هفتاد سال اخیر، تقریباً تمام علمای اسلام، خطر رژیم غاصب صهیونیستی را متذکر شده و جهاد با رژیم غاصب صهیونیستی و کمک به مجاهدانی که علیه این رژیم مبارزه می کنند را واجب شمرده اند و گاه اجازه داده اند تا قسمتی از وجوهات شرعی را به آنان بپردازند. اما داعش نه تنها رژیم غاصب صهیونیستی را خطری برای اسلام نمی داند، بلکه همکاری تنگاتنگی با آنان دارد. مثلاً همین چند وقت پیش داعش اعلام جنگ مسلحانه تا نابودی کامل حماس به عنوان یکی از محورهای مقاومت اسلامی مردم فلسطین نموده است. و از سوی دیگر مجروحان و زخمی های داعشی در بیمارستان های رژیم غاصب صهیونیستی مداوا، و دوباره به نیروهای داعشی می پیوندند.

این همکاری داعش و رژیم غاصب صهیونیستی به همین جا تمام نمی شود. بلکه همکاری این دو در قاچاق اعضای بدن انسان، و دختران و پسران به عنوان برده های جنسی هم وجود دارد.

آن چنان که در ۱۶ اسفند ماه گذشته سایت خبری الیوم الثامن، شبکه دو تلویزیون رژیم اسراییل فاش ساخته که داعش اعضای بدن قربانیان خود و حتی مجروحان داعشی را که در جبهه های جنگ به شدت زخمی می شوند، با همکاری یک تیم متخصص پزشکی اسراییلی به فروش می رساند.

پیش از این داعش برای تامین منابع مالی خود از کمک های کشورهای عرب منطقه، فروش نفت و مواد مخدر استفاده می کرد، اما اکنون فروش اعضای بدن قربانیان به چهارمین منبع اصلی درآمد داعش تبدیل شده است.

رژیم صهیونیستی از ابتدای بحران در منطقه، همواره میزبان مجروحان گروه های تروریستی بوده و آنان را در شهرهای فلسطین اشغالی درمان کرده است.

«العالم: در تصاویر منتشر شده از این ماجرا، بنیامین نتانیاهو در حال دست دادن با عناصری است که پس از مجروح شدن در سوریه، به بیمارستان نظامی در جولان اشغالی منتقل شده‌اند.

گزارشها حاکی است که از آغاز بحران و جنگ در سوریه صدها تن از عناصر مسلح و تروریستها پس از مجروح شدن برای درمان به اراضی اشغالی منتقل شده‌اند.»

چرایی این که چرا بایستی در قلب امت اسلام، بعد از تشکیل یک حکومت صهیونیستی یهود، حال شاهد بوجود آمدن یک حکومت به اصطلاح اسلامی صهیونیستی باشیم از جمله سوالاتی است که جواب سختی ندارد.

روز قدس روز امت اسلام است.

امروز داعش نه تنها عراق و سوریه بلکه کشورهای مصر، لیبی، یمن، الجزایر، و این روزها خبرهایی مبنی بر حضورشان در کشورهای قفقاز به گوش می رسد.

طالبان و القاعده، هنوز در پاکستان و افغانستان جولان می دهند.

آل سعود نیز برای آن که در این بازی کشت و کشتار از مسلمانان هم مذهب خود عقب نباشد، نه تنها با حمایت های همه جانبه از این گروه ها در قتل و جنایت های منطقه شریک شده است، بلکه خود نیز دست به جنگ افروزی در یمن زده است.

وبلاگ امربه معروف نوشت: مواظب خودت باش 

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کنی، بیشتر محو زیبایی اش می شوی.

دستش را دراز کرد تا گل را در اختیار بگیرد…

ولی خارها مزه درد را به او چشاندند تا دریابد که، اگر حفاظی برای گل نبود

چنین با طراوت و زیبا نمی ماند.

 

وبلاگ بازمانده نوشت: سلام عزیزک داعشیم …!؟

سلام عزیزم . دختر کوچولوی ناز . پسرک معصوم . خوبی عزیزم ؟؟

عزیزک داعشی

بچه داعشی

نمازت قبول و حجاب قشنگت مبارک !!

حتما میدانی که پیامبر (ص) چقدر کودکان را دوست داشت و حتما میدانی که همه انسان ها کودکان را دوست دارند . کودکان، معصوم ، خوش باور ، صادق و دوست داشتنی اند .

امروز تو را در صف درنده خویانی می بینم که دین را برایت معادل بی رحمی و سیاهی و نفرت معرفی کرده اند .

فریب نمی خورم .

فردایی را می بینم که پرچم های نحس سیاه شان را بر بام گورهای دست جمعی شان افراشته ایم .

و آنوقت تویی که در میان کودکان معصوم دیگر در مسجدی بروی پاهای کوچکت نشسته ای و مائیم که برایت خواهیم گفت از انسانیت، از رحمت، از شفقت، از دوست داشتن ها، از همدلی ها و …

آری پسرم ! دخترم !

445481_685
امروز که بیرحمی از چشمانت می بارد و با اسلحه ای صهیونیستی ، سر برادر مسلمانت را نشانه رفته ای ، به نیکی میدانم صدای قهقهه شیطان را نمی شنوی .

آنروز می آید و برایت از رسول مهربانی ها خواهم گفت و پیامبر دروغین شیطانی این تکفیریان انسان نما را رسوا خواهم کرد، کودک کوچک و بی گناه و معصومم .

برایت عروسکی خواهم خرید تا در آغوشش بکشی و موهایش را نوازش کنی . برایت خواهم گفت که در طول تاریخ هیچ کودکی عروسک خویش را ذبح نکرده!! و این آموزه حیوانی دردمنشانه فقط از کسانی بر می آید که دوست دارند تو حیوانی باشی در جهت منافع کثیفشان .

www.dustaan.com-دعش-تفریح-کودکان1

برایت قصه ها خواهم گفت از رقیه و از سکینه . از طفولیت پیامبر و از لطافت علی دخترکم و پسرکم .

تو چوب جهالت ها و حماقت ها و بلاهت ها را میخوری .

تو چوب کم کاری های مسلمین و خوش گذرانی های حکام را میخوری .

تو چوب اهمال ما را میخوری که  در شعارهای ذلت مدارانه و شکمبارانه با اسامی واهی چون سازندگی غرق شدیم و تو را

فراموش کردیم .

میدانی؟ رهبری داریم مهربان و امامی داشتیم مهربان و کودک دوست . خامنه ای را میگویم و خمینی را میگویم .

بعدها برایت قصه غصه های او را خواهم گفت .

وقتی که می رفت ادامه تشکیل جبهه جهاد اسلامی را به ما سپرد .

میگفت ادامه دهید تا دیگر کودکی تحت هیچ ظلمی هیچ اشکی نریزد و دست دل مادری نلرزد و …

اما ما گفتیم وقت رفاه و بخود پرداختن است و سرداری را در سازندگی دیدیم . آنهم سازندگی که سردارش بیشتر آن را مصرف بالندگی خویش می کرد .

آنقدر این جبهه اسلامی جهانی را به امان هیچکس ها رها کردیم تا امروز شد .

امروز علمش را جانیان بالفطره در دست گرفته اند و از تمام عالم تو و امثال تو را جذب می کنند و نام خدای مهربان و پیامبر رحمت را بر پیشانی ات می زنند و چاقوی سلاخی شیطان را در دستان کوچکت می نهند و سر برادر و خواهر مسلمانت را سیبل می کنند .

ما باید علمدار این جبهه می ماندیم . این لباس ها و این نمازها و این محاسن مال ماست . مال ما.

عزیزکم آرام با من بخوان :

و نرید انمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین ….. گونه کوچکت را می بوسم .

به امید دیدار

وبلاگ بهار هستی نوشت: انرژی هسته ای برای من هم مهم و سرنوشت ساز است

این روزها به مهم ترین چیزی که فکر میکنم نتیجه ی مذاکرات هسته ایی است

میدونید چرا؟

آخه من راجع به انرژی هسته ای زیاد مطالعه میکنم میدونم این فناوری چقدر می تواند در پیشرفت کشور ما موثر باشد?

من می دانم که انرژی هسته ای توی دارو سازی،تولید برق،تولید گیاهان به نژادی شده،درمان بیماری های لاعلاج،شیرین کردن آبهای غیر آشامیدنی، مبارزه با آفات و…کاربرد دارد.

کشور ما یه کشور گرم و خشک هست خشک سالی های این چند سال کشاوزی و صنعت ما را به خطر انداخته است.

سوخت های فسیلی ما در حال تموم شدنه ما حق داریم از این موهبت خدا دادی استفاده کنیم مثل دیگر کشورها.

منتها دشمنان ما نمیخواهند ما را از حقمان محرومکنند تا زمانی که رهبر عزیزمان امور کشور ما را هدایت و رهبری میکنند هیچ کشوری نمیتواند نگاه چپ به ما بکند.

ما ایستاده ایم و موفقیت با ماست…

وبلاگ بهار نارنج نوشت: ماهِ خدا دارد کم‌کم به روز های پایانی می رسد

مردم را جمع کرده بود توی آن مسجد کوچک دوست‌داشتنی، لابد تکیه داده بود به هم‌‎آن تنه‎ی نخل، نگاهشان کرده بود و گفته بود: « ماهِ خدا دارد کم‌کم به روز های پایانی می رسد» در این روزها بیایم مهدوی بشویم…

تمام سد

قرآن، جایی گفته دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید، دعوتی که شما را به زندگی می‌خوانَد. به شما مایه‌‎ی «حیات» می‎دهد. توی دعای عهد از خدا می‎خواهیم به واسطه‌ی او، با ظهور او، بنده‌هاش را حیات ببخشد؛ زنده کند. توی زیارت جمعه این‌طور سلامش می‌دهیم: «سلام چشمه‌ی حیات»! همه‌ی این‌ها یعنی اسم این گذران روزها، «حیات» نیست. آن کیفیت حقیقیِ زندگی فقط با بودن او، با آمدنش معنا می‎شود. که بیاید و به «حیات» دعوتمان کند و دعوتش را اجابت کنیم. برای چشیدنِ آن حقیقتِ زندگانی هم شده آدم هواییِ روزگار ظهور می‎شود.

 این روایت از حضرت جعفر صادق سلام خدا بر او – را چند ماه پیش دوستی برای مصطفی فرستاده بود. به این مضمون که اگر شیعه‌ی ما باشید و درست زندگی کنید، وقتی مردم بگویند فلانی با این‎همه خصوصیت خوب «جعفری» است؛ من شاد می‎شوم. اگرنه، اگر اهل اخلاق و آداب نباشید، مردم می‎گویند: این هم شیوه‎ی تربیتِ جعفر … معلوم است که دلم گرفت. دلم خواست من آن‌جوری باشم که مردم بگویند: «هذا مهدویٌّ» و شما شاد بشوید.

 این روایتِ حضرت رضا سلام خدا بر او، برای روزگار ما بیشتر به روضه می‎مانَد. می‎شود نشست و با عبارت‌هاش گریه کرد. مثل بچه‌ها برای نبودن‌تان بهانه گرفت. آدم این‌ها را که می‌خواند بیشتر می‎فهمد چه فقدان عظیمی‌ست غیبتِ شما … آه… ماه رمضان بیاید، شب‌ها بنشینیم افتتاح بخوانیم، برسیم به عبارتِ «انا نشکوا الیک… غیبه ولینا» و گریه کنیم برای غربت خودمان. برای نبودنِ شما.

وبلاگ عاشق امام رضا(ع) : ماجرا و درد سرهای گرفتن یک وام

هر وقت خواستیم یه وام بگیریم نمی شه

دو سال پیش خواستیم از یه بانک در . . . وام بگیریم گفتند دو میلیون بزارید به حساب که شش ماه بمونه و کمتر قسط بدید گفتیم چشم. بعد از شش ماه گفتند سفته و ضامن و چک حقوقی و فیش حقوقی و هزار تا چیز دیگه بیارید ضامن ما کارمند آموزش و پرورش بود و چک حقوقی را فقط به اعضای درجه یک کارمند می دادن، گفتیم چرا از اول نگفتید ما که چک حقوقی نداریم گفتند اگر ندارید برید پولتان را پس بگیرید. پولمان را با سودی کمتر از روز شمار عادی عادی بهمون پس دادند.
دوباره چند روز پیش یه بانک رو میدون . . . دیدیم که وام با سود ۴ درصد می داد گفتیم بریم وام بگیریم. گفتند دو میلیون بذارید به حساب تا خبرتون کنیم. بعد از یک ماه گفتند وام به حسابتون اومده بیایید پرونده را کامل کنید ۳ تا ضامن کارمند و فیش حقوقی وچک حقوقی و شش میلیون سفته و غیره بیارید گفتیم کی میتونیم برداشت کنیم گفتند بیایید دفترچه قسط بگیرید تا بعد رفتیم دفترچه بگیریم که گفتند دو میلیون شما با پنج میلیونوام هفت ماه توی حساب می مونه بعد می تونید بگیرید از همین حالا هم قسط شما شروع میشه بیایی بدهید. گفتیم وام نگرفته چرا قسط بدهیم چرا از روز اول نگفتید، مدیر بانک گفت اگر نمی خواهید برید پولتون رو پس بگیرید حالا ما موندیم چیکار کنیم ؟ پس چه طور بعضیا وام میلیاری می گیرن به ما که نه دو میلیونی رو دادن نه پنج میلیونی رو.

یه کارت بانکی دادن به ما….

دیدم چهار هزار و پانصد تومن کم شده گفتم واسه چی گفتن برای کارت بانکی….؟

دیدم ۲۷ هزار تومن دیگه کم شد پرسیدم چرا ؟ گفتن برای بیمه حالا بیمه چی خدا می دونه …..؟

دیدم نوشته از همین ماه قسط بدید  گفتم وام رو که هنوز ندادین گفتند باید ۷ ماه قسط بدید بعد….؟

گفتم مدارک اون یکی ضامن رو که چک نداشت و یه  ضامن دیگه آوردم پس بدید گفتند نه بابا ۳ تا ضامن می خواسته….؟ حالا چند تا شد…

وبلاگ حرف های دلم نوشت: مهم ترین مسئله در اجتماع شده یه ظاهر زیبا و جذاب!

خیلی از جوون ها فکر میکنن الان مهم ترین مسئله در اجتماع داشتن یه ظاهر زیبا و جذابه،به همین علت با انواع راه ها و هزینه های زیاد شروع میکنن به ردیف کردن این جذابیتها مثلا

پول هاشون رو به جای این که درست سرمایه گزاری کنند خرج لباس و کفش و لوازم بهداشتی آرایشی میکنند.

یکی از دغدغه های جدیدشون مدل موهاشونه مدل هایی که اگه ریشه یابی بشن میرسن به مبدا که نه تنها وجهه ی اسلامی ندارد بلکه کاملا شیطانی است.

رنگ هایی که توی کیف و کفش و لباس و ماشیناشونه باید با هم هماهنگی داشته باشد و گرنه از جامعه طرد میشوند و جایی بین دوستاشون ندارند.

بیشتر وقتشون رو با دوستایی که بی هدف و بلاتکلیف هستند سپری می کنند.

 

مدل گوشی هاشون باید به روز باشه گوشی که کاربرد اصلیش یه مکالمه ساده و مختصره الان باید مثل یه ابر رایانه نیازهای روزمرشون را بر طرف کند.

انجام انواع عمل های زیبایی مدل بینی و لب و ابرو و پلک و گونه باید مطابق با گذر زمان عوض بشود باید شبیه به فلانی شوم…!!!

لحجه و ریتم حرف زدن که توی بعضیا آنقدر عجیب و غریبه که گاهی آدم از طرز حرف زدنشون خندش میگیره و هزار و یک جور دغدغه ی بی مورد و بی هدف و متاسفانه هزینه بردار

منم و یک کشور اسلامی و یک راه پر فراز و نشیب و یه هدف روشن اگر خدا بخواهد ان شا الله من فارغ از همه ی دغدغه های روزمره زندگی فقط به روش زندگی مادرم نگاه میکنم ایشون به من  میگن که توی بی راهه های موجود من با چشم باز و هوشیاری کامل چه جوری تو مسیر زندگیم حرکت کنم که هیچ یک از انحرافات و خطرات دامن گیر من نشود و راه رسیدن به هدفم را د زمان مناسب با امکانات موجود و متعصب به امور مذهبی و فرهنگی میهنم طی کنم.

من هرگز به جمله معروف خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو توجهی ندارم من از بدی تاثیر نمی پزیرم  محیط باید از خوی های من تاثیر بگیرد.

وبلاگ صادقانه می نویسد: دانش آموز شهیدی که با کتاب درسی اش تفحص شد

در منطقه فکه پیکر شهید ۱۶،۱۷ ساله‌ای را پیدا کردم که زیر لباسش برجسته بود؛ وقتی دکمه‌هایش را باز کردم یک کتاب و دفتر زیر لباس گذاشته بود. کتابى که ۱۰ سال تمام، با شهید همراه بوده است، کتاب فیزیک بود.

یکى از روزها، در منطقه عملیاتى ” والفجر یک”  در ارتفاع ۱۱۲ فکه، محورى که نیروهاى گردان خندق لشکر ۲۷ حضرت رسول صلى‌الله علیه وآله وسلم، عملیات  کرده بودند، صحنه بسیار عجیبى دیدم که برایم جالب و تکان دهنده بود.

از دور پیکر شهیدى را دیدم که آرام و زیبا روى زمین دراز کشیده و طاق بازخوابیده بود؛ سال ۷۲ بود و حدود ۱۰ سال از شهادتش مى‌گذشت؛ نزدیک که شدم، از قد و بالاى او تشخیص دادم که باید نوجوانى باشد حدود ۱۷ – ۱۶ ساله.

بر روى پیکر، آنجا که زمانى قلبش در آن مى‌تپیده، برجستگى‌اى نظرم را بهخود معطوف کرد؛ جلوتر رفتم و در حالى که نگاهم به پیکر استخوانى و انداماسکلتى‌اش بود، در گودى محل چشمانش، معصومیت دیدگانش را مى‌خواندم، آهسته وبا احتیاط که مبادا ترکیب استخوان‌هایش بهم بریزد، دکمه‌هاى لباس را باز کردم؛ در کمال حیرت و تعجب، متوجه شدم یک کتاب و دفتر زیر لباسش گذاشته بوده؛ کتاب پوسیده را که با هر حرکتى، برگ برگ و دستخوش باد مى‌شد، برگرداندم؛ کتابى که ۱۰ سال تمام، با شهید همراه بوده است، کتاب فیزیک بود.

یک دفتر که در صفحات اولیه آن بعضى از دروس نوشته شده بود؛ خودکارى که  لاى دفتر بود، ابهت خاصى به آنچه مى‌دیدم، مى‌داد؛ نام شهید بر روى جلد کتاب نوشته بود.

مسئله‌اى که برایم خیلى جالب بود، این بود که او قمقمه و وسایل اضافى همراه خود نیاورده و نداشت، ولى کسب علم و دانش آن قدر برایش مهم بوده که در بحبوحه عملیات کتاب و دفترش را با خود جلو آورده بوده تا هرجا از رزم فراغتى یافت، درسش را بخواند.

974ce3b5-c272-4b80-abd0-1871146edcdb

وبلاگ زرقان من: تلاش وتقلا لازمه زندگی است

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد. شخصی نشست و ساعت‌ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد.

ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی‌تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص خواست به پروانه کمک کند و با یک قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.

تلاش-پروانه-برای-خروج-از-پیله،-آیت-تلاش-انسان-در-زندگی-2

پروانه به راحتی از پیله خارج شد؛ اما جثه‌اش ضعیف و بال‌هایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و پرواز کند؛ اما نه تنها چنین نشد و برعکس، پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست پرواز کند.

آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.

گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر می‌کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم، فلج می‌شدیم؛ به اندازه کافی قوی نمی‌شدیم و هرگز نمی‌توانستیم پرواز کنیم.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

رفتن به بالا